ای ...
ای که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد ...

ای که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد ...


هوای روی تو دارم ...! نمی گذارندم...
که همه مرا به خود می خوانند ...و من تنهام
که به فرموده ی امام عشق (ع) :
(( بزرگ ترین عیب دنیا همین بس که بی وفاست ))
پس ای باران عشق
ببار
قطره
قطره
بر شیشه ی تنهاییم
که
لحظه
لحظه
عمر ناقابلم تقدیم تو باد
بنده ی گدا کجا که مست سبوی رضا بشود ...؟!


۱. به قول خواجه ی راز:
(( دولت پیر مغان باد که باقی سهل است دیگری گو برو و نام من از یاد ببر ))
۲.هیچ کس جای هیچ کس را نمی گیرد ...
۳.و از مثنوی :
به قول عزیزی مثنوی کتابی در کنار دیگر کتاب ها نیست !
مثنوی عالمی دیگر است.
عجیب دلتنگ مولانام !
من نمی گویم که آن عالی جناب هست پیغمبر ولی دارد کتاب
۴.نه گذشته و نه آینده !
تنها همین یک لحظه از آن من است.
که لحظه ها هدیه های خداوندند به انسان...